نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۹ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در غم عشق تو آخر ناتوان خواهم شدن

عاقبت در خاک چون تیر کمان خواهم شدن

عاشقان را خاکساری رتبه آزادگیست

زیر پای توسنت چون پرنیان خواهم شدن

وامکن بیجا متاع ظلم در دکان دهر

نقد سوای تو را من کاروان خواهم شدن

آنقدر من در خیال شوقت از خود رفته‌ام

با خدنگ ناز تو سنگ نشان خواهم شدن!

قالب افسرده‌ام در راهت آخر خاک شد

زیر پایت گر زمینم آسمان خواهم شدن!

شکر آن دولت که ای ابروکمان از راستی

با خدنگ ناز تو سنگ نشان خواهم شدن!

ذره‌آسا پیش خورشید رخ زیبای تو

زانفعال ناکسی‌ها بی‌نشان خواهم شدن

گرچه در کویت نمی‌آیم به سلک عاشقان

چون سگان اندر حریمت پاسبان خواهم شدن!

جای آن دارد که طغرل فضل را باشد رواج

یک قلم همچون الف در قلب جان خواهم شدن!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و دلدادگی خود به معشوق سخن می‌گوید و احساسات عمیق و فراق خود را بیان می‌کند. او می‌گوید که عشق به معشوق او را ناتوان و خاکی خواهد کرد و به گونه‌ای بی‌نظیر از عشقش رنج می‌برد. همچنین، شاعر به سمبل‌هایی چون تیر و کمان و خاک اشاره می‌کند تا نشان دهد که چگونه برای معشوق خود گمنام و فروتن خواهد بود. او از احساساتی چون شوق و فراق می‌گوید و از اینکه готов است مانند سگان در کنار معشوقش محافظت کند، سخن می‌گوید. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که در عشق به معشوق باید همچون الفی در قلب جانش فروتن باشد.