نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۳ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

من از ساقی برای دفع غم توقیر می‌خواهم

ز جوش قل قل مینا چو می تشهیر می‌خواهم

ز نزدیکان عشقم گرچه از طرح خرد دورم

ز ویرانی بنای خویش را تعمیر می‌خواهم

برای خرمن محنت که خاکش بر فلک بادا

ز برق دل یکی آه شرر تأثیر می‌خواهم

ز عشقش نیست جز جوش عرق سامان کار من

سری در پای او می‌افکنم تشویر می‌خواهم

شبی چون شانه هوشم رفت اندر کشور زلفش

ازین خواب پریشان از تو یک تعبیر می‌خواهم!

جنون آماده داغ تمنای غم عشقم

به پای خویش از زلف تو من زنجیر می‌خواهم!

به شمع عارض خود راه تاریکم منور کن

که در ظلمات گیسویت یکی شبگیر می‌خواهم

کمر چون خامه خلقی بسته در شرح رخت لیکن

من اندر مصحف روی تو یک تفسیر می‌خواهم

ز ریحان لبش معلوم شد اعجاز یاقوتی

به دور لعل او یک دو خط تحریر می‌خواهم!

به جز سامان حیرت نیست از نظاره رویش

نگاهی سوی او از دیده تصویر می‌خواهم!

چه خوش گفته‌ست طغرل حضرت مولای من بیدل

کشاد کار خود بی‌ناخن تدبیر می‌خواهم!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این غزل به دنبال از بین بردن غم و ناراحتی خود است و از ساقی می‌خواهد که با شراب و هنر خود او را تسکین دهد. او به عشق و دلدادگی‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که هرچند در دوری از معشوقش به سر می‌برد، اما همچنان خواهان تعمیر و بازیابی امید و عشق خود است. شاعر احساسات و آرزوهایش را با تصاویری از اشتیاق و درد عشق توصیف می‌کند و از زیبایی معشوقش و تأثیر آن بر روی خود سخن می‌گوید. در نهایت، او به آرزوی درک و تفسیر معانی عمیق عشق را از چهره و وجود معشوقش اشاره می‌کند و تمایل دارد به روشنایی و آگاهی دست پیدا کند.