نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۰ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شوخی که بگذرد ز دل ما سنان او

باشد خدنگ حادثه تیر کمان او

در صحن باغ غنچه نشکفته ز انفعال

خون می‌خورد ز حسرت رشک دهان او

وصف حدیث موی میانش چسان کنم؟!

ترسم زیان رسد ز سخن در میان او!

ریزد به خاک شربت آب نبات را

وقت سخن حلاوت شهد بیان او

بادا همیشه روز و شب و لحظه و زمان

چون مردمک به خانه چشمم مکان او!

از ناز اگرچه لب نکشاید مرا بود

جزء کرشمه نگهش ترجمان او!

صط کمال طغرل ما رفت در جهان

از بس که شد به نخل سخن آشیان او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عمیق و زیبایی‌های عشق می‌پردازد. شاعر از اشتیاق و حسرت نسبت به محبوبش سخن می‌گوید و به زیبایی‌های ظاهری و داخلی او اشاره می‌کند. او از تاثیرات نامطلوب عشق می‌نالد و می‌گوید که حتی توصیف زیبایی‌های محبوبش برایش دشوار شده است. همچنین، از لذت و شیرینی کلام او صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه وجود محبوبش در زندگی‌اش حس زیبایی و دل‌انگیزی ایجاد می‌کند. در نهایت، شاعر به تداوم این عشق و اهمیت آن در زندگی‌اش اشاره می‌کند.