شمارهٔ ۲۸۵ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
از قامت بلندت قمری به لحن کوکو
در پیچ و تاب سنبل زان حلقه دو گیسو
مستانه گر خرامی از ناز در گلستان
غوغا و فتنه خیزد از طاق چرخ مینو
در بوستان خوبی موزونقدان بدیدم
مانند نخل قدت سروی نرسته دلجو!
افتاده عکس مژگان با چشم سرمهسایت
در مرغزار سنبل گویی چریده آهو
از تیر طعن اغیار عاشق چه باک دارد
گر چون شهاب آید برق ستم ز هر سو؟!
پهنای دشت هجران چون وسعت دو عالم
راه وصال جانان باریک از سر مو!
از گلشن جمالت یک گل نچید طغرل
خار جفای اغیار آمد دراز پهلو!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوقش میپردازد. قامت بلند او به قناری تشبیه شده که در زیبایی و شکوفایی در بین گلها خودنمایی میکند. وقتی معشوق با ناز و دلبری در میان گلستان میرقصاند، غوغایی به پا میشود. شاعر از زیبایی او مانند نخل و سرو یاد میکند و به توصیف چشمانش که همچون سرمه است، میپردازد. او به عشق و غمش از تیرهای طعنه دیگران اشاره کرده و میگوید که فاصله میان او و معشوقش بسیار کمعرض است، اما در عین حال، دشواریهای آن را هم به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که با وجود زیباییهای معشوق، سختیهای زندگی و جفای دیگران مانند خار در کنار گلها وجود دارد.