شمارهٔ ۲۸۹ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
یاد ایامی که سوی ما خرامی داشتی
با کف از میخانه الطاف جامی داشتی!
از بهار عارضت نظارهام میچید گل
چون نگه در خانه چشمم مقامی داشتی
انجمنآرای بزم ما حدیث وصل بود
حیف گفتاری که زان شکر به کامی داشتی!
از طریق و شیوه عهد و وفا گشتی برون
با مروت بین خوبان گرچه نامی داشتی
مژده و پیغام قاصد بود انفاس مسیح
از لب جانبخش با ما گر پیامی داشتی!
خاص بود مر عام را و عام بود مر خاص را
از نوازشها که لطف خاص و عامی داشتی
کلبه ما طغرل از خورشید پرتو میزند
سوی این کاشانه گویا سیر بامی داشتی!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به یاد ایامی میافتد که معشوق نزد او بود و با لطافتها و محبتهای خود لحظات شادی به او هدیه میداد. او با اشاره به زیباییهای معشوق و تاثیر او بر زندگیاش، به وصف خاطرات دلنشین و عواطفی میپردازد که در کنار هم داشتهاند. همچنین به تأثیر کلام و رفتار معشوق بر دیگران اشاره میکند و بیان میکند که محبت و نوازشهای او هم برای عام و هم خاص خاص بوده است. در نهایت، شاعر به روشنایی و گرمای شخصیت معشوق اشاره میکند که زندگی او را پرنور و دلانگیز کرده است.