شمارهٔ ۲۹۰ - در جواب گلشنی بخارایی طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن روز وعده تو سرآمد نیامدی
نخل امید با ثمر آمد نیامدی
در انتظار وعدهات اندر ره بخارا
مد نگه ز دیده برآمد نیامدی
گفتی که میروم به سمرقند نزد تو
بالله محل نیشکر آمد نیامدی
بهر نثار مقدمت ای گلشن سخن
جان از تن فسرده برآمد نیامدی
با طغرل از نوید تو عنقا پیام داد
با گوشم از وی این خبر آمد نیامدی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عدم حضور معشوق در وعدهای که داده است، ابراز ناامیدی و غم میکند. او به انتظار نشسته و از اینکه معشوق به سمرقند نرفته و به دیدارش نیامده، دلشکسته است. همچنین، او به یاد باغی پر از امید و جانفشانیهایی که در انتظار ورود معشوق بوده، حسرت میخورد و از اینکه حتی پیامهایی از طغرل درباره معشوق دریافت کرده، اما همچنان او نیامده، ناراحت است. بهطور کلی، این اشعار بیانگر اشتیاق و ناامیدی شاعر در فقدان معشوق است.