شمارهٔ ۳ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
حضور خویش خواهی جبر ما را
تو مغروری به حسن ای بیمدارا!
به سیخ ناز مژگانت کشیدی
دل دلدادگان مبتلا را!
سراسر قتل اهل عشق کردی
نما لطفی به محزونان خدا را!
بنالم گر ز هجرت نرم گردد
دل سخت هزاران سنگ خارا
چرا با ما نسازی یک تکلم؟!
به معراجش رسانیدی جفا را!
اگر چندی نیایی جانب من
ولی از دور میسازم دعا را
نسیمی گر صبا آرد ز کویت
بدو ارسال دارم مدعا را
ز هجرت طغرل زار بلاکش
بمیرد چیست فرمان تو یارا؟!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به معشوق خود خطاب میکند و از او میخواهد که بر جلال و زیباییاش مغرور نشود. او به معشوق یادآوری میکند که با زیباییهایش دل عاشقان را میآزارد و آنها را در وضعیت سختی قرار میدهد. شاعر از دوری معشوق ناله میکند و از او میخواهد که با یک کلام محبتآمیز، دلهای محزون را تسکین بخشد. او به یاد میآورد که حتی اگر معشوق به او نزدیک نشود، همچنان برایش دعا خواهد کرد. در پایان، شاعری از وضعیت سخت عاشقانی چون خود و پیامدهای جدایی و عشق بیان میکند.