شمارهٔ ۳۲ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قامتی در زیر بار عشق خم داریم ما
نغمهای از ساز دل بی زیر و بم داریم ما
خاکساری نیست کم از دستگاه اعتبار
بوریای فقر همچون تخت جم داریم ما
ساز بیآهنگ ما مطبوع طبع کس نشد
هرچه میآید ز ما بر خود ستم داریم ما!
هستی ما نیست اینجا غیر سامان عرق
کز نگین خویش جای نای نم داریم ما
گر به ما از جام قسمت باده عشرت نشد
شهد راحت از نصیب زهر غم داریم ما
نیست کرداری که از ما دستگیر ما شود
دست امیدی به دامان کرم داریم ما
از وجود ما که امکان ننگ دارد دم به دم
هستی آغاز و انجام عدم داریم ما!
گر همین باشد سلوک شیوه اخوان دهر
کی امید از لطف خال و مهر عم داریم ما؟!
سر نزد با نام ما یک اختر از برج شرف
طالعی ز اقبال خود بسیار کم داریم ما!
زهر غم در کام ما هرگز نباشد کارگر
در مذاق خویش تریاکی ز سم داریم ما
مدعای کام ما حاصل نشد از هیچ کس
همچو مجنون عاقبت از خلق رم داریم ما
محمل ما میرود طغرل به آهنگ نفس
تا درین وادی ز شوق او قدم داریم ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و پیچیده عاشقانه است. شاعر از عشق و دردهای ناشی از آن سخن میگوید و به خمیدگی قامتش زیر بار عشق اشاره دارد. او با استفاده از تشبیهات مختلف، وضعیت خود را به تصویر میکشد و به فقر و کمبودهایی که احساس میکند اشاره دارد، اما همچنان از عشق و امید دل نمیکند. شاعر به ناتوانی خود در برآورده کردن خواستهها و آرزوهایش اشاره میکند و بیان میکند که حتی در بدترین شرایط نیز همچنان به کرم و لطف خدا امید دارد. در انتها، او خود را مشابه مجنون میداند که از جامعه دوری کرده و تنها در عشق و شوق خودش غرق است. به طور کلی، این شعر دربردارنده مفاهیمی از عشق، فراق، امید و ناامیدی است.