نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بس که چون عنقا ز خاطرها فراموشیم ما

گر جهان از ما نپوشد چشم می‌پوشیم ما!

جوش شکر در نی آخر می‌کند منع صدا

از کمال شهد مضمون گرچه خاموشیم ما!

از زمین تا آسمان گر مشتری جوشد ولیک

جز قماش معنی باریک نفروشیم ما!

بنده عشقیم ما آزاد از آزادی‌ایم

همچو زلف یار دائم حلقه‌برگوشیم ما!

ساز عشرت از خموشی‌های ما بی‌پرده است

یک جهان شور طرب پیداست گر جوشیم ما!

آنقدر مستیم از پیمانه جام ازل

روز تا شب بی‌سبویی باده می‌نوشیم ما!

شور طوفان سرشک ما اگر باشد همین

عاقبت همچون حباب خانه‌بردوشیم ما!

شاهد این بزم امکان دارد اوهام عدم

در خیال‌آباد هستی محو آغوشیم ما!

در گداز قلب خود زآتش کجا منت کشیم

بس که چون مینای می بی‌شعله در جوشیم ما؟!

حبذا زین مصرع بیدل که طغرل گفته است

جوهریم آب از دم شمشیر می‌نوشیم ما!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نظر می‌رسد که به عمق عشق و احساسات ناگفتنی اشاره می‌کند. او می‌گوید که ما از یادها فراموش شده‌ایم و اگرچه ممکن است دنیا از ما غافل شود، ما همچنان به درون خود می‌نگریم. شاعر بیان می‌کند که اگرچه از ظاهر خاموش به نظر می‌رسیم، اما در دل شوق و شور زندگی وجود دارد. عشق ما را آزاد کرده و ما همچنان در حال جشن و لذت از زندگی هستیم. همچنین، او به تجلی عشق و شادی در بین خموشی‌ها و دردها می‌پردازد و از عمق احساساتی صحبت می‌کند که در زندگی جاری است. در مجموع، شعر به تصویر کشیدن ارتباط عمیق میان عشق، زندگی و رازهای پنهان انسان‌ها می‌پردازد.