شمارهٔ ۵۶ - حبیبجان طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
حیات طغرل از عشق حبیب است
جفای طغرل از دست رقیب است
بود طغرل اسیر زلف جانان
به طغرل هرچه آید یا نصیب است
دمی آ سوی بیماران عشقت
که بیمار انتظار اندر طبیب است
بیا ای جان به استقبال بیرون
که جانان سوی ما آید قریب است
چرا از هجر او چون نی ننالم
که چون مهجور بیصبر و شکیب است!
یکی آید به سوی کلبه من
نوازشهای او بهر غریب است
ندانم خواب با افسانه طغرل
همیگویم دعاگویش نقیب است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
اشعار اشاره به عشق و وابستگی طغرل به معشوق دارد. طغرل به خاطر عشقش رنج میکشد و اسیر زلف معشوق است. امید به دیدار معشوق و آرامش از درد هجر را حس میکند. شاعر از انتظار برای آمدن معشوق صحبت میکند و به نوازشهای محبتآمیز او اشاره میکند. در نهایت، شاعر دعاگوی طغرل است و نگران وضعیت اوست. این شعر نشاندهنده احساسات عمیق عاشقانه و عذابی است که از جدایی و هجران میآید.