شمارهٔ ۶۰ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آنکه تسلیم سجود خاک پایش شد سر است
رهبر آیینه مطلب صفای جوهر است
طائر عشق از پر و بال هوس باشد بری
آنکه در دام تو افتد صید بی بال و پر است
دود آهم را اثر باشد سواد لعل او
دعوی عشق مرا خط غبارش محضر است
سرمه اندر کام دارد موی چینی دم به دم
هر کرا تمکین بود دانی که گوش او کر است
نیست فکر عاشقان پست و بلند اعتبار
خانه آیینه کی محتاج این بام و در است؟!
در غمت چون شمع دارم گریه از شب تا سحر
آنچه از عشق تو سامان کردهام چشم تر است
در سواد صفحه لوح دل عشاق غم
مد آهم گه مداد و گاه تار مسطر است
نیست طغرل در ره مقصد دلیل دیگری
عشق ما را عاقبت در کوی جانان رهبر است!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و عظمت عشق اشاره میکند و از عشق به عنوان یک مسیر معنوی و روحانی یاد میکند. او به تسلیم عاشق در برابر معشوق اشاره دارد و چنین میگوید که عشق واقعی، به دل و جان فرد معنا و عمق میبخشد. شاعر همچنین از نشانههای عشق، مانند اشک و غم، سخن میگوید و بر این نکته تأکید میکند که عشق واقعی نیازی به ظواهر مادی ندارد. در نهایت، او عشق را به عنوان راهنمایی در مسیر زندگی معرفی میکند که به سوی معشوق اصلی میرسد.