شمارهٔ ۷۷ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شور دریای محبت موجی از آب من است
برق شمشیر حوادث لمعه تاب من است
پردهدار ساز قانون بم و زیر غمم
نغمه «عشاق » از آهنگ مضراب من است!
نیست جز تعبیر حیرانی مرا فال دگر
فرش مخمل سرگذشت قصه خواب من است
میزند مهر دلم گر بخیه در جیب سحر
چاک دامان کتان لیکن ز مهتاب من است
خواندهام درس ادب را پیش استاد جنون
قد ماه نو دوتا از وضع آداب من است
جوش طوفان سرشکم دارد آهنگ دگر
خاک صحرای جنون تمهید سیلاب من است
طاقت یک عالم از ابروی یارم طاق شد
سجدهگاه صد جبین از شوق محراب من است
ای خوشا از مصرع بیدل که طغرل گفته است
بزم گردون صبح خیز از لعل سیراب من است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و عاشقانه شاعر است که عشق و جنون را با تصویری زیبا و هنرمندانه توصیف میکند. شاعر به تصویرسازی از دریای محبت، حوادث زندگی و دردهای عاشقانه میپردازد و خود را در دنیای عشق و سحر غرق کرده است. او از تضادهای عشق، مانند شوق و غم، و زیباییهای آن، همچون محراب و سجده، سخن میگوید. در نهایت، شاعر به زبانی لطیف و شاعرانه به بیخود شدن و شیرینیهای عشق اشاره میکند و از هنرمندیاش در بیان این احساسات میگوید.