نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۰ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

دلبرم پُر پُرجفا افتاده است

دور ز آیین وفا افتاده است

بر دلم از ناوک بی‌باک او

صد هزاران زخم‌ها افتاده است

در ره عشقش چو من بسیار کس

از گرفتاری ز پا افتاده است

در هوای وصلش از دور الست

بر سرم این ماجرا افتاده است

زاهدا از قسمت روز ازل

مغ مرا مسجد تو را افتاده است!

قرعه دریاکشی با نام من

از خط کلک قضا افتاده است

طغرل از زیر و بم اشعار تو

ساز مضمون در صدا افتاده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از دل‌های پر درد و رنج خود سخن می‌گوید. او از غم و جفایی که به او رسیده است، توصیف می‌کند و می‌نالد از زخم‌های عمیق ناشی از عشق. عشق او چنان طاقت‌فرساست که بسیاری دیگر نیز مثل او از ناتوانی و گرفتار شدن در این عشق رنج می‌برند. او می‌گوید که حتی در دوری از معشوق، درد و ماجراهای این عشق بر سرش آوار شده است. شاعر به زاهدان اشاره می‌کند و از تقدیر و سرنوشت خود می‌گوید که به او دوشیدن غم و درد را تقدیر کرده است. نهایتاً، او از زیبایی اشعار و مضامین عاشقانه‌اش نیز یاد می‌کند.