شمارهٔ ۸۸ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هیچ در ملک جهان چون او پریرخسار نیست
اهرمن را بهتر از گیسوی او زنار نیست!
هر زمان چون شمع اندر خانه دل بینمش
سد راه آن پری هرگز در و دیوار نیست!
عرض حاجاتت حجاب عکس مطلب میشود
جز نفس آیینه دل را دگر زنگار نیست!
کیست باشد در شب هجران انیس و همدمش؟!
جز خیال لیلی در مجنون دگر غمخوار نیست!
در بیابان غمش از سر قدم باید تو را
این ره عشق است چون راه دگر هموار نیست!
ای صبا آهستهتر بگذر به آیین ادب
در حریم حرمت او هیچ کس را بار نیست!
میکنی طغرل کنون پرواز در اوج سخن
هیچ کس امروز مانند تو در اشعار نیست!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و بینظیری معشوق خود میپردازد. او میگوید که هیچ کس به اندازه این معشوق در جهان زیبا نیست و حتی اهریمن نیز نمیتواند با زیبایی او رقابت کند. شاعر در دلش شمعی روشن دارد که حضور معشوق را احساس میکند و هیچ مانعی بر سر راه عشقش نمیبیند. همچنین، او تنها در غم هجران معشوقش، خیال لیلی را به یاد میآورد. شاعر بیان میکند که عشق به او راهی دشوار است و در این راه تنها میتواند به خاطر آن معشوق ادامه دهد. در نهایت، از زیبایی شعر خود و توانایی خود در سرودن نیز سخن میگوید و به دیگران توصیه میکند که در حرمت این معشوق، با ادب رفتار کنند.