نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۷ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

پریشان جعد سنبل از سر زلف سمن‌سایت

گشاده غنچه از خندیدن لعل شکرخایت

بود نظاره چون آیینه لذتگیر دیدارت

سراپا دیده نرگس بود محو تماشایت

بهارستان گلزار جمالت عالمی دارد

سری کو تا بود خالی ز سودای تمنایت؟!

روی دور از برم، جان از تنم آید برون آن دم

بیا تا جان دمد در تن ز طرز آمدن‌هایت!

به راهت ز انتظاری دیده ما شد سفید اینجا

ببخشا توتیای دیده از خاک کف پایت!

ز حسرت مردم ای بدخو نشینی چند با تنها

بود آیا که من بینم تو را خالی ز تنهایت؟!

به دل مهر تو دارد طغرل از اغیار پنهانی

بیا سویم الف‌آسا میان جان دهم جایت!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری از شاعر ایرانی است که درباره زیبایی و عشق سخن می‌گوید. شاعر به وصف معشوقه‌اش پرداخته و از زیبایی‌های او و تأثیری که بر دل و جانش دارد، سخن می‌گوید. او در عشق خود غمگین و چشم‌انتظار است و احساس می‌کند که دوری معشوق جانش را به تنگ آورده است. شاعر از حسرت و آرزوهایش برای دیدن معشوقه‌اش می‌گوید و در نهایت خواستار نیرویی است که او را به سوی معشوق برگرداند. این شعر پر از زیبایی‌های طبیعی و عاطفی است و حس عشق و longing را به تصویر می‌کشد.