شمارهٔ ۱۰ فرخی یزدی
فرخی یزدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
باز گویم این سخن را گرچه گفتم بارها
مینهند این خائنین بر دوش ملت بارها
پردههای تار و رنگارنگی آید در نظر
لیک مخفی در پس آن پردهها اسرارها
مارهای مجلسی دارای زهری مهلکند
الحذر باری از آن مجلس که دارد مارها
دفع این کفتارها گفتار نتواند نمود
از ره کردار باید دفع این کفتارها
کشور ما پاک کی گردد ز لوث خائنین
تا نریزد خون ناپاک از در و دیوارها
مزد کار کارگر را دولت ما میکند
صرف جیب هرزهها، ولگردها، بیکارها
از برای این همه خائن بود یک دار کم
پر کنید این پهن میدان را ز چوب دارها
دارها چون شد به پا با دست کین بالا کشید
بر سر آن دارها سالارها، سردارها
فرخی این خیل خوابآلود مست غفلتند
این سخنها را بباید گفت با بیدارها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نقد و بررسی خیانتکاران و فساد در جامعه میپردازد. او بارها بر این نکته تأکید میکند که این خائنین بر دوش ملت بار سنگینی گذاشتهاند. با اشاره به نقابهایی که بر چهره این افراد است، اسرار پشت پردههای فساد را آشکار میکند. او مردم را به احتیاط از خطرات این اجماع هشدار میدهد و بیان میکند که برای مبارزه با این فساد، باید اقدامات عملی انجام شود نه فقط صحبتهای بدون اثر. شاعر همچنین به وضعیت کارگران و نپرداختن درست به حقوق آنها اشاره میکند و به ضرورت تغییر و تنبیه مسئولین خائن از طریق مجازات اشاره دارد. در انتها، او به خوابآلودگی جامعه نسبت به این مشکلات اشاره کرده و بر لزوم بیداری و آگاهی تأکید میکند.