شمارهٔ ۱۰۶ فرخی یزدی
فرخی یزدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر شرارت در جهان فرزند آدم میکند
بهر گرد آوردن دینار و درهم میکند
آبرو هرگز ندارد آنکه در هر صبح و شام
پیش دونان پشت را بهر دونان خم میکند
چون ز غم بیچاره گردی باده با شادی بنوش
کاین اساس شادمانی چاره غم میکند
تکیه بر عهد جهان هرگز مکن کاین بیوفا
صبح عید عاشقان را شام ماتم میکند
زورمندان را طبیعت کرده غارتپیشه خلق
آفتاب از این سبب تاراج شبنم میکند
فرخی آسودگی در حرص بیاندازه نیست
میشود آسوده هرکس آز را کم میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد رفتارهای ناپسند و دنبال کردن财富 و قدرت در جامعه میپردازد. شاعر بیان میکند که هرگونه شرارت در دنیا به دنبال منافع مادی است. او به این نکته اشاره میکند که کسی که برای دستیابی به مال و قدرت به دیگران بیاحترامی میکند، هرگز آبرو ندارد. همچنین، به اهمیت شادی و غم در زندگی اشاره میشود و این که تکیه بر دنیا نامطمئن است. در نهایت، شاعر میگوید که آرامش و آسودگی واقعی در کم کردن حرص و طمع است، نه در دنبال کردن خواستههای بیپایان.