شمارهٔ ۱۱ فرخی یزدی
فرخی یزدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
سرپرست ما که مینوشد سبک رطل گران را
میکند پامال شهوت دسترنج دیگران را
پیکر عریان دهقان را در ایران یاد نارد
آنکه در پاریس بوسد روی سیمینپیکران را
شد سیه روز جهان، از لکهٔ سرمایهداری
باید از خون شُست یکسر باختر تا خاوران را
انتقام کارگر ای کاش آتش برفروزد
تا بسوزد سربهسر این تودهٔ تنپروران را
غارتِ غارتگران گردید بیتالمالِ ملّت
باید از غیرت به غارت داد این غارتگران را
مادر ایران عقیم آمد برای مرد زادن
همچو زنها پیروی کن صنعت رامشگران را
نوک کلک فرخی در آمهٔ خون شد شناور
تا که طوفانی نماید، این محیط بیکران را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نقد وضعیت اجتماعی و اقتصادی ایران میپردازد. او به سرپرستان و قدرتمندانی که از ثروت و تلاش دیگران بهرهبرداری میکنند، حمله میکند و از فساد و بهرهکشی در جامعه سخن میگوید. شاعر به وضوح نشان میدهد که کارگران و دهقانان تحت فشار قرار دارند و وضعیت جهانی تحت تاثیر سرمایهداری است. او خواهان انتقام و تغییر وضعیت موجود است و به غارت بیتالمال ملت توسط ثروتمندان اشاره میکند. در نهایت، او امید به تغییر و بیداری را با تکیه بر نیروی کارگران و مردم ایران مطرح میکند.