شمارهٔ ۱۱۳ فرخی یزدی
فرخی یزدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
رسم و ره آزادی یا پیشه نباید کرد
یا آنکه ز جانبازی اندیشه نباید کرد
سودی نبری از عشق گر جرأت شیرت نیست
آسوده گذر هرگز زین پیشه نباید کرد
گر آبِ رَزَت باید ای مالکِ بیانصاف
خون دل دهقان را در شیشه نباید کرد
در سایه استبداد پژمرده شد آزادی
این گلبن نورس را بیریشه نباید کرد
با داس و چکش کن محو، این خسروی ایوان را
چون کوهکنی هر روز با تیشه نباید کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به نقد وضعیت آزادی و استبداد میپردازد و تأکید میکند که در دنیایی که آزادی به خطر افتاده، نباید به راحتی از آن گذشت. او بر این باور است که عشق و ایثار در شرایطی که جرأت مبارزه نیست، بیفایده است. همچنین، به بیعدالتیها و ظلمی که در حق زحمتکشان میشود اشاره میکند و میگوید نباید به خاطر منافع شخصی، رنج دیگران را فراموش کرد. در نهایت، شاعر از ضرورت مقابله با استبداد و دیکتاتوری سخن میگوید و تاکید میکند که باید از راههای مؤثر برای براندازی این نظام فاسد استفاده کرد، چرا که تداوم آن به نابودی آزادی میانجامد.