نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۶ فرخی یزدی

فرخی یزدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر جا سخن از جلوه آن ماه پری بود

کار من سودازده دیوانه‌گری بود

پرواز به مرغان چمن خوش که در این دام

فریاد من از حسرت بی‌بال و پری بود

گر این همه وارسته و آزاد نبودم

چون سرو چرا بهره من بی ثمری بود

روزی که ز عشق تو شدم بیخبر از خویش

دیدم که خبرها همه در بیخبری بود

بی تابش مهر رخت ای ماه دل افروز

یاقوت صفت قسمت ما خون جگری بود

دردا که پرستاری بیمار غم عشق

شبها همه در عهده آه سحری بود

ما را ز در خانه خود خانه خدا راند

گویا ز خدا قسمت ما دربه‌دری بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به حسرت و درد ناشی از عشق می‌پردازد. او در می‌یابد که زیبایی و جذابیت عشقش، او را به دیوانگی کشانده و حسرت بال و پری را دارد تا بتواند آزادانه پرواز کند. شاعر به تنهایی و بی‌ثمری خود اشاره می‌کند و از بی‌خبری‌اش از عشق صحبت می‌کند. همچنین، او به تلخی و رنجی که در عشق متحمل شده است، می‌پردازد و بیان می‌کند که سرنوشتش از بی‌خانمانی و دوری از محبوبش پر است. این‌ها نشان‌دهنده‌ی عمق احساست عاشقانه و غم‌های ناشی از آن است.