نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۷ فرخی یزدی

فرخی یزدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای دل اندر عاشقی با طالعِ مسعود باش

چون به چنگ آری ایازی عاقبت محمود باش

پیش این مردم تَعَیُّن چون به موجودیت است

گر رسد دستت، به هر قیمت بُوَد، موجود باش

تا نوازی دوستان را جنّتِ شدّاد شو

تا گدازی دشمنان را آتشِ نمرود باش

پیشِ یکرنگان دورنگی چون نمی‌آید پسند

یا چو یزدان پاک یا چون اهرمن مردود باش

تا درآیی در شمارِ کشتگانِ راهِ عشق

با هزاران داغِ دل چون لاله خون‌آلود باش

پیشِ مردان خدا هرگز دم از هستی مزن

نیستی را پیشه کن ناچیز شو نابود باش

رهروِ ثابت‌قدم، هستی اگر چون فرخی

در طلب با عزمِ ثابت طالبِ مقصود باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و انتخاب‌های صحیح در مسیر عشق می‌پردازد. شاعر از دل می‌خواهد که در عشق با طالع خوشی همراه باشد و به پیروزی دست یابد. او تأکید می‌کند که برای بودن در جمع مردم باید وجود داشت و برای دوستان خوش‌رفتار بود و در برابر دشمنان تسلیم نشد. همچنین، او هشدار می‌دهد که در مقابل مردان خدا نباید از هستی سخن گفت و باید به فروتنی و عدم وجود خود در این راه دامن زد. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که در مسیر عشق باید ثابت قدم و با عزم قوی همچون فرخی باشد تا به هدف نهایی برسد.