شمارهٔ ۱۴۱ فرخی یزدی
فرخی یزدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گرچه ما از دستبرد دشمنان افتادهایم
ما ز بهر جنگ از سر تا به پا آمادهایم
در طریق بندگی، روزی که بنهادیم پای
بر خلاف نوع خواهی یک قدم ننهادهایم
افترایی گر به ما بستند ارباب ریا
پیش وجدان راستی با جبهه بگشادهایم
قلب ما تسخیر شد از مهر جمعی خودپرست
آه از این بتها که ما در قلب خود جا دادهایم
پیشه ما راستی، وین نادرستان حسود
در پی تنقید ما کاندر سیاست سادهایم
این اسیری تا به کی، ای ملت بیدست و پای
گر برای حفظ آزادی ز مادر زادهایم
فرخی چندیست ما هم در پی صید عوام
روز تا شب در خیال سبحه و سجادهایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر سرانجام مشکلات و مبارزات یک ملت است که با وجود دشواریها و دستبرد دشمنان، برای جنگ و دفاع از خود آمادهاند. شاعر به نکتهای اشاره میکند که پس از ورود به مسیر بندگی، هرگز خلف وعده نکردهاند و در برابر تهمتهای اربابان ریا، با وجدان پاک ایستادهاند. او از عشق به جمعی خودپرست و بتهایی که در دل خود جای دادهاند، احساس ناراحتی میکند و به نادرست بودن سیاستها و حسادتها در جامعه اشاره میکند. همچنین بر سرنوشت خود و آزادیشان تأکید کرده و از اینکه در پی صید عوام و تظاهر در دینداری هستند، ابراز ناخرسندی میکند.