نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۹ فرخی یزدی

فرخی یزدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما خِیلِ تُهی‌دست جگرگوشهٔ بختیم

سرگرم نه با تاج و نه پابند به تختیم

آزادیِ ایران که درختی است کهن‌سال

ما شاخهٔ نورستهٔ آن کهنه‌درختیم

در صلح و صفا گرم‌تر از موم ملایم

با جنگ و جفا سردتر از آهنِ سختیم

پوشید جهان خلعتِ زیبای تمدن

ما لُخت و فرومایه از آنیم که لَختیم

تا جامهٔ ناپاکِ تن آغشته به خون نیست

ما پیشِ جهان تن به تن آلوده ز رختیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی تلخی و ناچیزی وضعیت انسانی در ایران را توصیف می‌کند. شاعر خود و جامعه‌اش را مانند شاخه‌ای جوان از درختی کهن توصیف می‌کند که نماد آزادی و هویت ملی است. او به تضادهای موجود در جامعه اشاره کرده و می‌گوید که در آرامش و صلح مانند موم نرم هستند، اما در شرایط جنگ و ظلم سخت و بی‌احساس می‌شوند. همچنین به نبود امکانات و دارایی‌ها اشاره می‌کند و خود را در مقایسه با پیشرفت جهانی ناتوان و عریان می‌داند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که تا زمانی که جامعه‌اش تحت فشار و ظلم است، نمی‌تواند به شکوفایی و آزادی دست یابد.