نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۲ فرخی یزدی

فرخی یزدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

با دشمن اگر میل تو پنداشته بودیم

ای دوست دل از مهر تو برداشته بودیم

دردا که نبودش بجز از کینه ثمر هیچ

تخمی که ز مهر تو به دل کاشته بودیم

ز آن پیش که آزاد شود سرو تهی دست

ما پرچم آزادگی افراشته بودیم

تشکیل غلط قاعده فقر و غنا گشت

ای کاش که این قاعده نگذاشته بودیم

پر ساختن کیسه اگر مقصد ما بود

همچون دگران جیب خود انباشته بودیم

سرلوحه طوفان شده گلرنگ که در آن

ما شرح دل خون شده بنگاشته بودیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس ناامیدی و درد شاعر اشاره دارد. او از دوستی که با دشمنانش تصور کرده، می‌گوید و می‌افزاید که اگر می‌دانستیم این دوستی به کینه منجر می‌شود، هرگز از مهر او دل نمی‌کندیم. شاعر به تلخی یادآوری می‌کند که هیچ ثمری جز کینه از این دوستی نصیبش نشده و آرزوی آزادگی و فقر و غنا را به چالش می‌کشد. او همچنین به این نکته اشاره دارد که اگر هدفش پر کردن جیبش بود، مانند دیگران عمل می‌کرد. در نهایت، او خواسته خود را به زیبایی بیان می‌کند و آن را با غم و درد خود در تضاد می‌بیند.