شمارهٔ ۱۴۷ فرخی یزدی
فرخی یزدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا در اقلیم قناعت خودنمایی کردهایم
بر زمین چون آسمان فرمانروایی کردهایم
عشق ما را در ردیف بندگان هم جا نداد
با وجود آنکه یک عمری خدایی کردهایم
استخوان بشکستهایم اما به ایمان درست
خاک استغنا به فرق مومیایی کردهایم
جایگاه عرش ما را در خور همت نبود
جا ز بیقیدی به فرش بوریایی کردهایم
عجز و زاری در ترازو وزن زور و زر نداشت
گرچه با این حربه ما زورآزمایی کردهایم
پیش اهل دل نه کافر نی مسلمانیم ما
بس که در اسلام کافر ماجرایی کردهایم
دست ما و شانه از گیسوی او کوته مباد
کز برای اهل دل مشکلگشایی کردهایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان هویت و جایگاه ویژه انسانی در دنیا میپردازد. شاعر اشاره میکند که در قناعت و عشق به خداوند، به نوعی فرمانروایی کردهاند. با وجود شرایط سخت و مشکلات، آنها به ایمان و استغنا تکیه دارند و خود را از بند دنیا رهانیدهاند. شاعر همچنین به تضادهایی که در دین و ایمان وجود دارد، اشاره کرده و میگوید که در نهایت، انسانها نه کاملاً کافرند و نه مسلمان، بلکه تجربیات و ماجراهای متفاوتی دارند. او از ارتباط عمیق خود با معشوق سخن میگوید و بر لزوم نگاه به دلهای اهل عشق تأکید میکند.