نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۸ فرخی یزدی

فرخی یزدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر ز روی معدلت آغشته در خون می‌شویم

هرچه بادا باد ما تسلیم قانون می‌شویم

عاقلی چون در محیط ما بود دیوانگی

زین سبب چندی خردمندانه مجنون می‌شویم

لطمه ضحاک استبداد ما را خسته کرد

با درفش کاویان روزی فریدون می‌شویم

یا به دشمن غالب از اقبال سعد آییم ما

یا که مغلوب عدو از بخت وارون می‌شویم

یا چه قارون در حضیض خاک بگزینیم جای

یا چو عیسی مستقر بر اوج گردون می‌شویم

طعم آزادی ز بس شیرین بود در کام جان

بهر آن از خون خود فرهاد گلگون می‌شویم

روح را مسموم سازد این هوای مرگبار

زندگانی گر بود زین خطه بیرون می‌شویم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساس نارضایتی و مبارزه مردم در برابر ظلم و استبداد می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که اگرچه ممکن است به شدت تحت فشار و خشونت قرار بگیرند، اما باز هم تسلیم نخواهند شد و بر اساس قوانین و اصول انسانی ایستادگی خواهند کرد. اشاره به دیوانگی در شرایط بد زندگی و فشارهای اجتماعی به این معناست که حتی افراد عاقل نیز ممکن است به دیوانگی کشیده شوند. شاعر با اشاره به شخصیت‌های تاریخی مانند فریدون و عیسی، به امید پیروزی و دستیابی به آزادی اشاره می‌کند و در نهایت به شیرینی آزادی و طعم آن می‌پردازد. او همچنین از مشکلات و آلودگی‌های محیط زندگی خود سخن می‌گوید و آرزو دارد که از این شرایط نجات یابد.