نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۱ فرخی یزدی

فرخی یزدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خوش آنکه در طریق عدالت قدم زنیم

با این مرام در همه عالم، علم زنیم

این شکل زندگی نبود قابل دوام

خوب است این طریقه بد را به هم زنیم

قانون عادلانه‌تر از این کنیم وضع

آنگاه بر تمام قوانین قلم زنیم

دست صفا دهیم به معمار عدل و داد

پا بر سر عوالم جور و ستم زنیم

چون جنگ خلق بر سر دینار و درهم است

باید به جای سکه چکش بر درم زنیم

دنیا چو شد بهشت برین زین تبدلات

ما از نشاط طعنه به باغ ارم زنیم

ما را چو فرخی همه خوانند تندرو

روزی گر از حقایق ناگفته دم زنیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به این مضمون اشاره دارد که باید در مسیر عدالت گام برداریم و با داشتن این نگرش، علم را در همه جا منتشر کنیم. زندگی به این شکل قابل تحمل نیست و بهتر است این روش‌های نادرست را تغییر دهیم. باید قوانینی عادلانه‌تر وضع کنیم و بر اساس آن‌ها عمل کنیم. همچنین، باید به نفع عدالت تلاش کنیم و در مقابل ظلم و ستم بایستیم. در دنیایی که تحت فشار مادیات است، باید ارزش‌های واقعی را جایگزین سکه‌های مادی کنیم. زمانی که دنیا به بهشت تبدیل شود، می‌توانیم از شادی و زیبایی‌های آن بهره‌مند شویم، و اگر از حقایق فراموش‌شده صحبت کنیم، به ما لقب تندرو خواهند داد.