شمارهٔ ۱۶۶ فرخی یزدی
فرخی یزدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز خودآراییِ تن جامهٔ جان چاک میخواهم
ز خونافشانیِ دل دیده را نمناک میخواهم
دل از خونسردیِ نوباوگانِ کاوه پرخون شد
شقاوتپیشهای خونریز چون ضحّاک میخواهم
چو از بالا نشستن آبرومندی نشد حاصل
نشیمن با گدای همنشینِ خاک میخواهم
در این بازی که طرحِ نو نماید رفعِ ناپاکی
حریفِ کهنهکارِ پاکبازِ پاک میخواهم
رود از بس پی صیدِ غزالان این دلِ وحشی
به گیسوی تو او را بستهٔ فتراک میخواهم
قفس از شش جهت شد تنگ در این خاکدان بر دل
پری شایستهٔ پروازِ نه افلاک میخواهم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به بیان احساسات و آرزوهای خود میپردازد. او از زیبایی و دلربایی جسم و جان صحبت میکند و میخواهد دیوانهوار دلی شاداب و سرشار از عشق داشته باشد. دل او از بیتوجهی جوانان و خونخواری دشمنان پرخون شده و او از ظلم و ستم به تنگ آمده است. شاعر به آبرومندانی که در زندگی مقام دارند، اشاره میکند و میخواهد در کنار فقیران و ستمدیدگان زندگی کند. همچنین او به دنبال پاکی و تصفیهای از پلیدیهاست و آرزوی پیروزی و سعادت در این نبرد را دارد. دل او در پی شکار معشوق است و به دنبال رهایی از قفسهای دنیا و پرواز به آسمانهاست.