نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲ فرخی یزدی

فرخی یزدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

با آنکه کسی نیست به وارستگی ما

هست از چه به گیسوی تو دلبستگی ما

بشکست مرا پشت اگر بار درستی

میزان درستی شده بشکستگی ما

ما خسته دلان قلب جهانیم و از اینرو

دل خسته جهانیست ز دلخستگی ما

در مملکتی کآتش آشوب بود تند

بی‌جا نبود کندی و آهستگی ما

از حسن عمل با خط برجسته از این پس

تاریخ گواه است به برجستگی ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وضعیت وارستگی و وابستگی به کسی اشاره می‌کند که هیچ‌کس به شایستگی او واقف نیست. او از شکست خود در پی جستجوی حقیقت سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که دل‌های خسته او و هم‌قلبانش باعث ناراحتی جهان شده است. در دنیایی پر از آشوب، بی‌عملی و آرامش آن‌ها قابل توجیه است. در پایان، شاعر بر حسن عمل و نشانه‌هایی از ارزش خود تأکید می‌کند و تاریخ را گواه بر این برجستگی می‌داند.