نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳ فرخی یزدی

فرخی یزدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

باور نکنی گر غم دل گفتن ما را

بین از اثر اشک به خون خفتن ما را

صد بار بهار آمد و یکبار ندیدند

مرغان مصیبت زده بشکفتن ما را

در زندگی از بسکه گرانجانی ما دید

حاضر نبود مرگ پذیرفتن ما را

رفت از بر من گرچه رهش با مژه رفتم

ره رفتن او بنگر و ره رفتن ما را

جز فرخی از طبع گهربار ندارد

کس طرز غزل گفتن و در سفتن ما را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان درد و رنج عمیق شاعر می‌پردازد. او از غم و اندوه دلش می‌گوید و اینکه هیچ‌کس متوجه چقدر سختی کشیده است نمی‌شود. با اشاره به اینکه باوجود آمدن بهار، پرندگان خوشبختی هیچ‌گاه شکوفا نشده‌اند، احساس ناامیدی و مصیبت را منتقل می‌کند. شاعر همچنین به دشواری‌های زندگی اشاره دارد و می‌گوید که به‌خاطر این مشکلات حتی مرگ را هم نمی‌پذیرد. او از جدایی محبوبش صحبت کرده و به طرز غزل‌سرایی خود افتخار می‌کند که تنها از دیگری فرخی بهره‌مند است. در مجموع، اثر شعر بیانگر ناکامی‌ها و مصائب عاطفی شاعر است.