نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵ فرخی یزدی

فرخی یزدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نای آزادی کند چون نی نوای انقلاب

باز خون سازد جهان را نینوای انقلاب

انقلاب ما چو شد از دست ناپاکان شهید

نیست غیر از خون پاکان خون‌بهای انقلاب

اندرین طوفان خدا داند که کی غالب شود

ناخدای ارتجاعی یا خدای انقلاب

تا تو را در راه آزادی تن صد چاک نیست

نیستی در پیش یاران پیشوای انقلاب

با خط برجسته در عالم علم گردد بنام

آنکه بگذارد به دوش خود لوای انقلاب

گر رهد دستم ز دست این گروه خودپرست

با فداکاری گذارم سر به پای انقلاب

دل چه می‌خواهم نباشد در حدیث عشق دوست

جان چه کار آید نگردد گر فدای انقلاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات خود درباره انقلاب و آزادی می‌پردازد. او می‌گوید که انقلاب باعث نوای تازه‌ای در جهان شده و خون پاکان هزینه‌ای برای پیروزی آن است. در میان بی‌ثباتی و تندبادهای سیاسی، نتیجه نهایی مشخص نیست؛ آیا قدرت به دست نیروهای ارتجاعی می‌افتد یا خداوند حامی انقلاب خواهد بود. شاعر نشان می‌دهد که هیچ چیزی برای او مهم‌تر از فدای جانش در راه انقلاب نیست و از خودپرستی گروهی فاصله می‌گیرد. به طور کلی، این شعر بیانگر چندگانگی احساسات، فداکاری و اراده برای دستیابی به آزادی و عدالت است.