شمارهٔ ۲۷ فرخی یزدی
فرخی یزدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون شرط وفا هیچ به جز ترک جفا نیست
گر ترک جفا را نکنی شرط وفا نیست
کس بار نبست از سر کویت که دو صد بار
در هر قدم او را نظری سوی قفا نیست
بر خواهش غیر از چه تو را هست سر جنگ
با آنکه مرا غیر سر صلح و صفا نیست
از وسوسه زاهد سالوس به پرهیز
کانسان که کند جلوه بظاهر به خفا نیست
بیمار غم عشق ترا تا به قیامت
گر چاره مسیحا کند امید شفا نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضامین وفا، عشق و نوعی تردید در دین و زهد میپردازد. شاعر میگوید وفا تنها با ترک جفا امکانپذیر است و اگر جفا را ترک نکنی، وفا معنا ندارد. او به عشق و نیاز به نگاه معشوق اشاره کرده و بیان میکند که هیچکس نمیتواند بار عشق را تحمل کند. شاعر همچنین به جنگ با خواستههای دیگران اشاره میکند و میگوید که او فقط به صلح و صفا میاندیشد. او از وسوسههای زاهدان دوری میکند زیرا معتقد است که ظاهر سازي در دین حقیقت ندارد. در نهایت، او میگوید که عشق موجب درد و غم است و حتی اگر مسیحا هم کمک کند، امید به شفا وجود ندارد.