شمارهٔ ۲۸ فرخی یزدی
فرخی یزدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
در کف مردانگی شمشیر میباید گرفت
حق خود را از دهان شیر میباید گرفت
تا که استبداد سر در پای آزادی نهد
دست خود بر قبضه شمشیر میباید گرفت
حق دهقان را اگر ملاک، مالک گشته است
از کفش بیآفت تأخیر میباید گرفت
پیر و برنا در حقیقت چون خطاکاریم ما
خرده بر کار جوان و پیر میباید گرفت
مورد تنقید شد در پیش یاران راستی
زین سپس راه کج و تزویر میباید گرفت
بهر مشتی سیر تا کی یک جهانی گرسنه
انتقام گرسنه از سیر میباید گرفت
فرخی را چون که سودای جنون دیوانه کرد
بیتعقل حلقه زنجیر میباید گرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تبیین ضرورت ایستادگی و مبارزه برای حقوق و آزادی اشاره دارد. شاعر میگوید که برای دستیابی به حق و آزادی، باید شمشیر را در دست گرفت و از قدرتهای مستبدی که سعی در پایمال کردن حقوق مردم دارند، دفاع کرد. همچنین به تضاد طبقاتی بین ثروتمندان و گرسنگان اشاره کرده و میگوید باید از ثروتمندان انتقام گرفت و حق فقرا را بازپس گرفت. در نهایت، او بر لزوم آگاهی و عدم خامی در فکر تأکید میکند و میگوید که در برابر ناعدالتیها، باید اقدام کرد و از خطاهای گذشته درس گرفت.