نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰ فرخی یزدی

فرخی یزدی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

جهان نمای درستی، دل شکسته ماست

کلید قفل حقیقت زبان بسته ماست

مگو چه دانه تسبیح از چه پامالیم

که عیب ما همه از رشته گسسته ماست

دو دسته یکسره در جنگ و توده بدبخت

در این مبارزه پامال هر دو دسته ماست

نوید صلح امید آنکه می دهد به بشر

سفیر خوش خبر و پیک پی خجسته ماست

نه غنچه باز نه گل بو دهد در این گلشن

گواه آن دل تنگ و دماغ خسته ماست

ز قید و بند جهان فرخی بود آزاد

که رند دربه‌در و از علاقه رسته ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر دل‌شکستگی و ناامیدی در جامعه است. شاعر با استعاره‌هایی چون "جهان نمای درستی دل شکسته" و "زبان بسته" به زوال حقیقت و رکود اشاره می‌کند. او به دو گروه که در حال جنگ هستند و آسیب‌شدیدگان این نبرد اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که هر دو طرف در این جنگ متضرر می‌شوند. امید به صلح و خوش‌خبر بودن را نیز در این اشعار می‌توان مشاهده کرد. شاعر در نهایت به آزادی از قید و بندهای دنیا می‌پردازد و به حالتی از سرخوشی و بی‌علاقگی نسبت به دنیا اشاره می‌کند.