شمارهٔ ۵۶ فرخی یزدی
فرخی یزدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
از ره داد ز بیدادگران باید کشت
اهل بیدادگر این است و گران باید کشت
پرده ملک دریدند چو از پرده دری
فاش و بی پرده از این پرده دران باید کشت
آنکه خوش پوشد و خوش نوشد و بیکار بود
چون خورد حاصل رنج دگران باید کشت
آزمودیم وز ابناء بشر جز شر نیست
خیرخواهانه از این جانوران باید کشت
مسکنت را از دم داس درو باید کرد
فقر را با چکش کارگران باید کشت
بی خبر تا که بود از دل دهقان مالک
خبر این است کز آن بیخبران باید کشت
هر چه گفتیم و نوشتیم چو آدم نشدند
زین سپس اول از این گاو و خران باید کشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به انتقاد از بیدادگران و نابرابریهای اجتماعی میپردازد و از ضرورت برخورد با ظلم و ستم سخن میگوید. شاعر به این نتیجه میرسد که باید با افرادی که از زحمت دیگران بهرهبرداری میکنند و از بیعدالتیها سود میبرند، به شدت برخورد شود. او تأکید میکند که مسکنت و فقر باید ریشهکن شوند و افرادی که در حق جامعه ظلم میکنند، باید مجازات شوند. در نهایت، او به این نکته اشاره دارد که اگر انسانها به مسئولیتهای خود عمل نکنند، باید به سراغ موجودات دیگر رفت و آنها را به عنوان نمونهای از ناهنجاریها معرفی کرد.