شمارهٔ ۸۱ فرخی یزدی
فرخی یزدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اگر مرد خردمندی تو را فرزانگی باید
وگر همدرد مجنونی غم دیوانگی باید
رفیقی بایدم همدم، به شادی یار و در غم هم
وزین خویشان نامحرم مرا بیگانگی باید
من و گنج سخنسنجی که کنجی خواهد و رنجی
چو من گر اهل این گنجی تو را ویرانگی باید
چو زد دهقان زحمتکش به کشت عمر خود آتش
تو را ای مالک سرکش جوی مردانگی باید
قناعت داده دنیا را گروه بیسر و پا را
چرا با این غنا ما را، غم بیخانگی باید
در این بیانتها وادی، چو پا از عشق بنهادی
به گرد شمع آزادی، تو را پروانگی باید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نوعی از رفاقت و همدلی اشاره میکند و نیاز به همراهی در لحظات شاد و غمگین را بیان میکند. او خواستار همدردی و درک از سوی دیگران است و به تنهایی و بیگانگی در میان خویشان نالان است. همچنین به وابستگی بین انسان و حقیقت شعری میپردازد که اگر کسی بر این حقیقت تسلط داشته باشد، باید از ویرانی و درد نیز آگاه باشد. شاعر به سختیهای زندگی اشاره کرده و به مالکیت و آزادی و نیاز به اراده و مبارزه در زندگی اشاره میکند. در نهایت، او از عشق و گفتگو به عنوان نیروی پیش برنده در مسیر آزادی یاد میکند.