نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۱ فرخی یزدی

فرخی یزدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)

نازم آن سروِ خرامان را که از بس ناز دارد

دستهٔ سنبل مدام از شانه پاانداز دارد

رونما گیرد ز گل چون رو نماید در گلستان

بر عروسانِ چمن آن نازنین بس ناز دارد

ساختم با سوختن یک عمر در راهِ محبّت

عشقِ عالم‌سوز آری سوز دارد ساز دارد

زین اسیرانِ مصیبت‌دیده نَبوَد چون من و دل

مرغِ بی‌بالی که در دل حسرتِ پرواز دارد

با خداوندی نگردید از طمع این بنده قانع

خواجهٔ ما تا بخواهی حرص دارد آز دارد

دستِ باطل قفلِ غم زد بر زبانِ مرغِ حق‌گو

ورنه این مرغِ خوش‌الحان صدهزار آواز دارد

با رمیدن رام سازد آن غزالِ مُشک‌مو را

هرکه همچون فرخی طبعِ غزل‌پرداز دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی وصف عشق و محبت و حسرت را با تصاویری طبیعی و عاشقانه بیان می‌کند. شاعر به موجودی نازنین و خرامان که نماد زیبایی و ناز است، اشاره می‌کند و از دردهای عشق و سوختن در این راه سخن می‌گوید. او همچنین حسرت پرواز و آزادی را مانند مرغی بی‌بال بیان می‌کند و به دلبستگی انسان‌ها به دنیا و طمع‌هایشان اشاره دارد. در نهایت، شاعر به توانایی خلق زیبایی و هنر در کلام اشاره می‌کند و از شاعرانی مانند فرخی یاد می‌کند که می‌توانند غزل‌های زیبا بسرایند.