شمارهٔ ۹۹ فرخی یزدی
فرخی یزدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بهر آزادی هر آن کس استقامت میکند
چاره این ارتجاع پر وخامت میکند
گو سپر افکن در این شمشیربازی از نخست
هرکسی کاندیشه از تیر ملامت میکند
باید از اول بشوید دست از حق حیات
در محیط مردگان هرکس اقامت میکند
در قفس افتد چو شیر شرزه از قانونکشی
روبه افسرده ابراز شهامت میکند
چون وثوقالدوله خائن قوامالسلطنه
بهر محو مرز ایران استقامت میکند
پشت کرسی دزدیش مطرح شد و از رو نرفت
الحق این کمحس به پررویی کرامت میکند
گر صفیر کلک طوفان صور اسرافیل نیست
از چه اکنون با قیام خود قیامت میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع مقاومت و مبارزه برای آزادی اشاره دارد. شاعر با اشاره به افرادی که در برابر ظلم و ارتجاع میایستند، تأکید میکند که برای حفظ حق حیات و آزادی، باید از ابتدا به مبارزه با چالشها و ملامتها پرداخت. او به قفس بودن در شرایط نامناسب و دفاع از حقوق مردم، همچون شیر در قفس، اشاره دارد و در عین حال به خیانت برخی از مسئولان و تأثیرات منفی آنها بر کشور پرداخته است. در انتها، شاعر خواستار قیام و ایستادگی در برابر مشکلات و نابرابریها است.