اسیری لاهیجی
درگذشته ۹۱۲ هجری قمری، لاهیجان
زندگینامهٔ اسیری لاهیجی
شمسالدین محمد بن یحیی بن علی گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف، شاعر و از مشایخ سلسلهٔ نوربخشیه است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده از نسخهٔ آماده شده به کوشش خانم اکرم شفائی هر دو در دسترس از وبگاه تصوف ایرانی به گنجور افزوده شده است.
آثار اسیری لاهیجی
شعرهای اسیری لاهیجی
- بخش ۵۲ - حکایت بایزید بسطامی — بحر بی پایان عرفان بایزید
- بخش ۵۵ - حکایت — یک جوانی دلربایی ماهرو
- بخش ۵۶ - حکایت — پیر بغدادی جنید نامدار
- بخش ۵۳ - در اخلاق و اوصاف و آثار و سیرت و صورت سالکان واصل و کاملان مکمل و عارفان صاحبدل و بیان روش ارباب طریقت و منع از اخلاق ذمیمه و شیوۀ اهل دنیا و آنچه در طریق فقر و سلوک به وی روی نموده است. — وصف انسان دان که صدق است و صفا
- بخش ۵۱ - حکایت ابراهیم ادهم — شاه ملک دین و اقلیم یقین
- بخش ۵۰ - حکایت آن شخص که گنج یافته بود — آن یکی شخصی به ناگه گنج یافت
- بخش ۴۹ - وصف الحال آنچه در روش اهل طریقت بر این فقیر روی نموده جه تنبیه طالبان و عاشقان ذکر کرده میشود. — چونکه درد عشق دامانم گرفت
- بخش ۵۴ - حکایت ابراهیم ادهم — گفت چون سلطان ملک معنوی
- بخش ۶۱ - تمثیل — پیر بسطامی چو در میدان شتافت
- بخش ۶۲ - در بیان آنکه عمل بی اخلاص وسیلۀ قرب نمیگردد بلکه موجب زیادتی بعد شود — ای بسا اعمال کان باشد وبال
- بخش ۵۸ - حکایت — زاهدی بودست در ایام پیش
- بخش ۶۰ - حکایت ذوالنون مصری — شیخ ذوالنون مقتدای خاص و عام
- بخش ۶۳ - در بیان آنکه انسان هر چه از نیک و بد میکند صورت همه در عالم معنی به وی بازگشت خواهد نمود. و تحریض بر آنکه نیکی دربارۀ خلایق موجب رضای خالق است. — از خدا تبلی السر ائر می شنو
- بخش ۶۴ - حکایت معروف کرخی — رهنمای سالکان راه هو
- بخش ۵۷ - اشارت به سخنان عیسی علیه السلام — عیسی مریم که روح اللّه بود
- بخش ۵۹ - در بیان اموات — چار کون آمد ممات سالکان
- بخش ۶۵ - حکایت ابو تراب نخشبی — عارف حق بوتراب نخشبی
- بخش ۶۶ - اشارت به مناسبت میان خلق و خالق و تحقیق آنکه هر چه هست حق است و عالم نمود وهمی بیش نیست. — او چو خورشیدست و ما چون سایه ایم
- شرح بیتی از سنایی — عاشقان در دمی دو عید کنند
- شرح بیتی از عطار — بسم اللّٰه الرحمن الرحیم، الحمداللّٰه الذی کانت احدیته الذاتیه منقطعه الاشارات فتجلی بذاته لذاته فی ذاته، فاظهر اعیان الممکنات، ثم تدلی لاظهار کمال اسمائه، فظهر بصوره الحقایق فی مراتب التنزلات، و جعل الانسان فی شهود عکوس صور کمالات ذاته کالمرآت، فشهد
- شرح دو بیت از مثنوی — بِسْمِ ٱللّٰهِ ٱلرَّحْمَنِ ٱلرَّحِیمِ
- شرحی بر یک رباعی عرفانی — بِسْمِ ٱللّٰهِ ٱلرَّحْمَنِ ٱلرَّحِیمِ
- شمارهٔ ۱ — ای عشق تو آتش زده در خرمن جانها
- شمارهٔ ۲ — یا غایة المقاصد یا منتهی المنی