درتعصب گوید — منطقالطیر عطار
فهرست شعرها
- حکایت عمر که میخواست خلافت را بفروشد — چون عمر پیش اویس آمد به جوش
- حکایت چوب خوردن بلال — خورد بر یک جایگه روزی بلال
- حکایت شفقت کردن مرتضی بر دشمن — چونک آن بدبخت آخر از قضا
- حکایت گفتن مرتضی اسرار خویش را با چاه و پر خون شدن چاه — مصطفا جایی فرود آمد به راه
- در تعصب گوید — ای گرفتار تعصب مانده
- حکایت رفتن مصطفی بسوی غار و خفتن علی در بسترش — گر علی بود و اگر صدیق بود
- درخواست پیغمبر (ص) از پروردگار که کار امتش را به او سپارد — سید عالم بخواست از کردگار
- سخنی از رابعه — زو یکی پرسید کای صاحب قبول