عطار نیشابوری
زندگینامهٔ عطار
فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار میرود و بنا به نظر عارفان در زمینه عرفانی از مرتبهای بالا برخوردار بودهاست.
آثار عطار
شعرهای عطار
- بخش ۱۱ - در عیان دیدن جانان فرماید — منم در بود تو بودم تو بنگر
- بخش ۱۴ - در صفت دنیا فرماید — دلا چون آخر کارست در خاک
- بخش ۱۵ - در صفات آیینۀ دل و کشف اسرار حقیقت در نمود صور فرماید — از این آیینه بتوانی تو دیدن
- بخش ۱۸ - در حکایت مجنون و اسرار او فرماید — یکی پرسید از مجنون یکی روز
- بخش ۱۷ - در صفات جزو و کل بهر نوع بر اسرار حقیقت فرماید — وجودت در صفات نور گردانست
- بخش ۱۶ - در شرح دادن خورشید وحدت در حجاب صورت فرماید — عجائب هم خودِ خورشید تابانست
- بخش ۱۲ - در آگاهی دادن دل در عین منزل و او از آن عاشق بودن فرماید — الا تا چند در منزل شتابی
- بخش ۱۳ - در نشانی دادن جوهر حقیقت فرماید — حقیقت جوهری اندر تو پیداست
- بخش ۱۹ - در عین ذات و حقیقت صفات و کاف و نون فرماید — ز اصل کاف و نون گشتی تو پیدا
- بخش ۲۴ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه) — از آن حضرت زمستان را نظر کن
- بخش ۲۶ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه) — در این پرگار گردانم عجائب
- بخش ۲۵ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه) — دلا خورشید جان میبین دمادم
- بخش ۲۱ - تمامی اشیا از یک نور واحدند — از آن نور است بیشک تابش ماه
- بخش ۲۰ - هم در عیان و بیچونی ذات و تحقیق صفات گوید — تو بیچون آمدی این راز بشنو
- بخش ۲۳ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه) — کسانی کین بهشت جاودانی
- بخش ۲۲ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه) — وصال شاه میجویند جمله
- بخش ۲۸ - در سؤال نمودن از ابلیس که چرا سجده به آدم نکردی؟ — یکی پرسید از ابلیس ناگاه
- بخش ۲۷ - تمامی اشیا از یک نور واحدند (ادامه) — اگر سجده کنی مانند عطّار
- بخش ۳۰ - سؤال نمودن ازمنصور که ابلیس در عین تلبیس است و جواب دادن منصور آن شخص را — یکی پرسید از منصور کابلیس
- بخش ۳۱ - پرسش از بایزید بسطامی که حق را کجا توان دید — یکی از بایزید این باز پرسید
- بخش ۲۹ - جواب دادن ابلیس آن شخص سؤال کننده را — جوابش داد آن دم پیر رهبر
- بخش ۳۴ - درخبردادن صاحب اسرار فرماید — یکی گفتهست از پیران اسرار
- بخش ۳۳ - پرسش از بایزید بسطامی که حق را کجا توان دید (ادامه) — زهی اسرار کاینجاگاه پنهانست
- بخش ۳۲ - پرسش از بایزید بسطامی که حق را کجا توان دید (ادامه) — خدا کن بود او در بود خود باز