شیخ بهایی
زندگینامهٔ شیخ بهایی
بهاء الدین محمد عاملی مشهور به شیخ بهایی از دانشمندان بنام عهد شاه عباس صفوی است. وی در سال ۹۵۳ هجری قمری در بعلبک متولد شد. در ۱۳ سالگی همراه پدرش به ایران مهاجرت کرد. وی تألیفاتی به فارسی و عربی دارد که مجموعهٔ آنها به ۸۸ کتاب و رساله بالغ میشود. از آثار او میتوان به کشکول، دیوان غزلیات، جامع عباسی (در فقه)، خلاصةالحساب، تشریح الافلاک و دو مثنوی معروف «نان و حلوا» و «شیر و شکر» اشاره کرد. وی در سال ۱۰۳۰ هجری قمری در اصفهان دار فانی را وداع گفت. جنازهٔ او را به مشهد انتقال دادند و در مسجد گوهرشاد دفن کردند.
آثار شیخ بهایی
شعرهای شیخ بهایی
- شمارهٔ ۱ — یکی دیوانهای را گفت: بشمار
- شمارهٔ ۲ — مبارک باد عید، آن دردمند بیکسی را
- شمارهٔ ۶ — نقض کرم است آن که قدرش
- شمارهٔ ۳ — گذشت عمر و تو در فکر نحو و صرف و معانی
- شمارهٔ ۴ — عید، هرکس را ز یار خویش، چشم عیدی است
- شمارهٔ ۷ — مستان که گام در حرم کبریا نهند
- شمارهٔ ۸ — به بازار محشر، من و شرمساری
- شمارهٔ ۵ — ساز بر خود حرام، آسایش
- شمارهٔ ۱۱ — جای دگر نماند، که سوزم ز دیدنت
- شمارهٔ ۹ — میکشد غیرت مرا، غیری اگر آهی کشد
- شمارهٔ ۱۰ — هرچه در عالم بود، لیلی بود
- بخش اول - قسمت دوم — ابوالربیع زاهد به داود طائی گفت: مرا پندی ده. گفت: از دنیا روزه بگیر و افطارات را آخرت نه. از مردمان نیز چونان بگریز که از شیر شرزه.
- بخش دوم - قسمت دوم — خبرم مپرس از من چو مقابل من آئی
- بخش دوم - قسمت اول — افلاطون گفت: عشق نیروئی غریزی است که از وسوسه های خواستن و سایه های خیال عاید صورت طبیعی گردد. و دلیران را بزدلی آرد و بزدلان را دلیر کند و هر انسانی را خویی بخشد، که عکس خوی او بود.
- بخش اول - قسمت اول — پروردگار یگانه و یاور را سپاس و درود وی بر سرورمان محمد و تبار او باد. اما بعد، پس از آن که من از تالیف کتاب «المخلاه » فارغ شدم - همان کتاب که از هر چیزی نیک ترین و شیرین ترینش را در خود دارد و در آغاز جوانی بدان پرداخته ام و آن را تکه تکه گرد کرده،
- بخش سوم - قسمت اول — گر قسمت ما از تو جفا افتاده است
- بخش چهارم - قسمت اول — در کامل پیرامن حوادث سال دویست و هشتاد و پنج آمده است که: در این سال، در بصره بادی وزیدن گرفت زرد، سپس سبز شد و پس از آن سیاه، بعد از آن باران پی درپی آمد و تگرگی بارید که هر دانه اش صد و پنجاه درم وزن داشت.
- بخش پنجم - قسمت دوم — پاک بازم آرزوی دل نمیدانم که چیست
- بخش پنجم - قسمت اول — گر ندارم از شکر جز نام بهر
- بخش سوم - قسمت دوم — ای ماهتاب شبان تاری، از زمان دوری دمی خیالت رهایم نکرده و بغمانم فزوده است.
- بخش چهارم - قسمت دوم — سخن گرچه هر لحظه دلکش تر است
- بخش اول - قسمت اول — بلبل اگر نه مست گل است این ترانه چیست؟
- بخش دوم - قسمت اول — مولف گفت: ملاقات بایزید بسطامی و ابوعبدالله جعفر بن محمد صادق (ع) و آبکشی بایزید را در خانه ی آن حضرت، بسیاری از تاریخ نویسان ذکر کرده اند، از جمله فخررازی در شماری از کتب کلامی خویش، سید گرانقدر رضی الدین علی بن کاووس در کتاب طرائف، علامه ی حلی که خ
- بخش اول - قسمت دوم — مرا نوشاندند و گفتند سیراب شدنی نیستی. هر چند اگر کوههای «سراه » را بنوشانند، سیراب شود.