ملکالشعرا بهار
زندگینامهٔ ملکالشعرا بهار
محمدتقی بهار ملقب به ملکالشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامهنگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملکالشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملکالشعرای دربار مظفرالدینشاه شد. او شش دوره نمایندهٔ مجلس شد و سالها استاد دورهٔ دکتری ادبیات دانشسرای عالی و دانشکدهٔ ادبیات بود. به علت پیوستن به مشروطهطلبان و آزادیخواهان، چند بار تبعید و زندانی شد که سالهای زندان و تبعید از پربهرهترین سالهای زندگی ادبی وی بوده است. بهار در روز دوم اردیبهشت ۱۳۳۰ هجری شمسی در خانهٔ مسکونی خود در تهران زندگی را بدرود گفت و در شمیران در آرامگاه ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. از معروفترین آثار وی دیوان اشعار، سبکشناسی (که در سه جلد دربارهٔ سبک نوشتههای منثور فارسی نوشته شده)، تاریخ احزاب سیاسی، تصحیح برخی از متون کهن مانند تاریخ سیستان و مجمل التواریخ و القصص، تاریخ بلعمی را میتوان نام برد.
آثار ملکالشعرا بهار
شعرهای ملکالشعرا بهار
- شمارهٔ ۳۶ - تنبلی عاقبتش حمالی است — دو نفر بچهٔ مقبول قشنگ
- شمارهٔ ۳۹ - مخبر بیخبر — مخبر ما رفت و آمد تنگدست
- شمارهٔ ۳۴ - بی خبری! — گر بدانم که جهان دگری است
- شمارهٔ ۳۷ - مدح و قدح — در سرای شوکتالدوله که بود
- شمارهٔ ۳۵ - در رثاء ایرج — ایرجا رفتی و اشعار تو ماند
- شمارهٔ ۴۰ - جُعَل — یک جُعَل روزی ز اصطبلی حقیر
- شمارهٔ ۳۸ - بیم از بحران — پادشاهی را یکی دستور بود
- شمارهٔ ۴۱ - سلام به هند بزرگ — باز خنگ فکرتم جولان گرفت
- شمارهٔ ۴۸ - خانهٔ آهن — یکی پادشا خانهزآهن بساخت
- شمارهٔ ۴۳ - تطبیق ماهها با برجها به زبان فارسی و اسلوب شعری — ماه فروردین جهان گردد جوان
- شمارهٔ ۴۵ - انسان و جنگ — شبی لب فروبسته بودم ز حرف
- شمارهٔ ۴۲ - باباشملنامه — دوستان آمد ز ره باباشمل
- شمارهٔ ۴۹ - انسان و جهان بزرگ — به نام برازندهٔ نامها
- شمارهٔ ۴۶ - به یاد عشقی — شبیچشم کیوان ز فکرت نخفت
- شمارهٔ ۴۴ - ساقینامه — بده ساقی آن می که خواب آورد
- شمارهٔ ۴۷ - کلبه بینوا! — به زیر درختان بیبرگ و بر
- شمارهٔ ۵۴ - اسلحهٔ حیات — سگی ناتوان با سگی شرزه گفت
- شمارهٔ ۵۲ - یاران سه گانه: — یکی از بزرگان سه تن داشت یار
- شمارهٔ ۵۱ - عروسی شکوفه — به شاخ شکوفه بتابید شید
- شمارهٔ ۵۵ - عنکبوت و مگس! — نگه کن بدان زشتخو جانور
- شمارهٔ ۵۰ - گل پیشرس — به ماه سفندار یک سال شید
- شمارهٔ ۵۶ - اتق من شر من احسنت الیه — یکی مرد خودخواه مغرور دون
- شمارهٔ ۵۳ - دیدار گرگ — در ایام پیشین به زابلستان
- شمارهٔ ۵۷ - ترجمهٔ اشعار شاعر انگلیسی — به قسطنطنیه بتابید ماه