فرخی سیستانی
زندگینامهٔ فرخی سیستانی
ابوالحسن علی بن جولوغ فرخی سیستانی شاعر بزرگ ایرانی اواخر سدهٔ چهارم و اوایل سدهٔ پنجم هجری قمری است. وی علاوه بر تسلط بر شعر و ادب در موسیقی نیز مهارت داشت و بدین وسیله توانست به دربار ابوالمظفر شاه چغانیان و سپس به دربار سلطان محمود غزنوی راه یابد و منزلتی والا بدست آورد. فرخی را یکی از بهترین قصیدهسرایان ایرانی میدانند تا جایی که گفتهاند سخن سهل و ممتنع در عربی خاص ابوفراس حمدانی و در فارسی خاص فرخی است. تاریخ فوت او را ۴۲۹ هجری قمری ذکر کردهاند.
آثار فرخی سیستانی
شعرهای فرخی سیستانی
- شمارهٔ ۱۳۵ - در مدح سلطان محمود غزنوی — جاودان شاد باد شاه جهان
- شمارهٔ ۱۳۲ - در مدح سلطان محمود غزنوی گوید — ای شهریار بیقرین ، ای پادشاه پاک دین
- شمارهٔ ۱۳۷ - در مدح سلطان محمد بن محمود غزنوی — سوسن داری شکفته برمه روشن
- شمارهٔ ۱۳۰ - درمدح یمین الدوله ابوالقاسم محمود بن ناصر الدین گوید — بنفشه زلف من آن آفتاب ترکستان
- شمارهٔ ۱۳۱ - در مدح سلطان محمود سبکتگین گوید — چه روز افزون و عالی دولتست این دولت سلطان
- شمارهٔ ۱۳۴ - در مدح یمین الدوله محمود بن ناصرالدین — بگشاد مهرگان در اقبال بر جهان
- شمارهٔ ۱۳۳ - در تهنیت عید و مدح سلطان محمودغزنوی — عید فرخ باد بر شاه جهان
- شمارهٔ ۱۳۶ - در حسب و حال و رنجش خاطر سلطان و طلب عفو گوید — ای ندیمان شهریار جهان
- شمارهٔ ۱۴۲ - نیز در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود گوید — همی کند به گل سرخ بر بنفشه کمین
- شمارهٔ ۱۴۵ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین غزنوی — مکن ای دوست به ما بد نتوان کرد چنین
- شمارهٔ ۱۳۹ - در مدح محمد بن محمود بن ناصرالدین — هم از سعادت و اقبال بود و بخت جوان
- شمارهٔ ۱۴۳ - درمدح عضدالدوله امیر ابویعقوب یوسف بن ناصرالدین — ای نیمشب گریخته ز رضوان
- شمارهٔ ۱۴۰ - در مدح امیر ابو احمد محمد بن محمود بن ناصر الدین — سرو دیدستم که باشد رسته اندر بوستان
- شمارهٔ ۱۳۸ - نیز در مدح سلطان محمد بن سلطان محمود گوید — گفتم مرا سه بوسه ده ای شمسه بتان
- شمارهٔ ۱۴۴ - در حسب حال و ملال خاطر امیر یوسف و سه سال مهجور ماندن از خدمت او و شفاعت امیر محمد گوید — خوشا بهاران کز خرمی و بخت جوان
- شمارهٔ ۱۴۱ - نیز در مدح امیر ابواحمد محمد بن محمود غزنوی — نتوان کردازین بیش صبوری نتوان
- شمارهٔ ۱۵۱ - نیز در مدح امیر یوسف بن ناصر الدین گوید — تا پرنیان سبز بورن کرد بوستان
- شمارهٔ ۱۴۶ - در مدح عضدالدوله یوسف بن ناصر الدین — جشن فریدون خجسته باد و همایون
- شمارهٔ ۱۴۸ - در مدح عضد الدوله امیر ابو یعقوب یوسف سپهسالار گوید — دی چو دیوانه بر آشفت و به زه کرد کمان
- شمارهٔ ۱۴۹ - در مدح امیرابویعقوب یوسف برادر سلطان محمود گوید — همه گره گره است آن دو زلف چین بر چین
- شمارهٔ ۱۵۳ - در تقاضای معاودت سلطان مسعود از اصفهان به غزنین پس از فوت محمود — ای برید شاه ایران از کجا رفتی چنین
- شمارهٔ ۱۴۷ - نیز در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین — آن کمر باز کن بتا ز میان
- شمارهٔ ۱۵۰ - در مدح امیر ابو یعقوب یوسف بن ناصر الدین — ای روی نکو! روی سوی من کن و بنشین
- شمارهٔ ۱۵۲ - در صفت خزان و مدح امیر ابوالمظفرنصر بن سبکتگین برادر سلطان محمود گوید — چو زر شدند رزان، از چه؟ از نهیب خزان