خلیلالله خلیلی
زندگینامهٔ خلیلالله خلیلی
خلیلالله خلیلی مشهور به استاد خلیلی (۱۲۸۶-۱۳۶۶ ه.ش) شاعر معاصر افغان است که به زبان فارسی شعر میسرود. وی فرزند یکی از بزرگان منطقهٔ کوهستان در شمال کابل بود و در کودکی پدرش را از دست داد. پیش از کوتای ۷ ثور وی صاحب مناصب دولتی متعدد در دولت وقت افغانستان بود و پس از آن، ترک وطن نمود و باقی عمر را اکثراً در پاکستان به سر برد. وی در مجموع ۶۲ اثر منظوم و منثور در عرصههای مختلف هنر، ادب، سیاست، فلسفه و عرفان دارد که بیشترشان در داخل و خارج از افغانستان به چاپ رسیده است.
آثار خلیلالله خلیلی
شعرهای خلیلالله خلیلی
- رباعی شمارهٔ ۲۷ — دل در غم عشق تو برومند بود
- رباعی شمارهٔ ۲۸ — تا این خرد خام تو، معیار بود
- رباعی شمارهٔ ۳۰ — در گلشن زندگی به جز خار نبود
- رباعی شمارهٔ ۲۹ — امروز که عصر علم و فرهنگ بود
- رباعی شمارهٔ ۳۲ — چو از دل عشق رفت آزار آید
- رباعی شمارهٔ ۲۵ — این سنگ ملون که گهر مینامند
- رباعی شمارهٔ ۳۱ — هرکس که به ازدواج پابند شود
- رباعی شمارهٔ ۲۶ — عارف به دل ذره جهان میبیند
- رباعی شمارهٔ ۳۴ — سر راه غریبان خار روید
- رباعی شمارهٔ ۳۳ — دی شاخ شکوفه در چمن میخندید
- رباعی شمارهٔ ۳۵ — آن ماه سخن ز بامیان میگوید
- رباعی شمارهٔ ۳۷ — آن منظر فیض صبحگاهی بنگر
- رباعی شمارهٔ ۳۸ — ای بار خدای پاک دانای قدیر
- رباعی شمارهٔ ۳۶ — این کینه وران باز به نیرنگ دگر
- رباعی شمارهٔ ۴۰ — بیا ساقی بده آن جام گلرنگ
- رباعی شمارهٔ ۳۹ — طفلی بودم غنوده بر بستر ناز
- رباعی شمارهٔ ۴۲ — یارب سوزی که جسم و جان را سوزم
- رباعی شمارهٔ ۴۳ — ای سرو روان بیا که دستت بوسم
- رباعی شمارهٔ ۴۴ — یارب دردی که ناله آغاز کنم
- رباعی شمارهٔ ۴۱ — ای مرغ شباهنگ دلانگیز، بنال
- رباعی شمارهٔ ۴۵ — ما مرغ اسیر بی پر و بال توییم
- رباعی شمارهٔ ۴۸ — چون در کف روزگار گشتیم زبون
- رباعی شمارهٔ ۴۷ — چو گم شد پرتو عشق از دل من
- رباعی شمارهٔ ۴۶ — این صبح همان و آن شب تار همان