خلیلالله خلیلی
زندگینامهٔ خلیلالله خلیلی
خلیلالله خلیلی مشهور به استاد خلیلی (۱۲۸۶-۱۳۶۶ ه.ش) شاعر معاصر افغان است که به زبان فارسی شعر میسرود. وی فرزند یکی از بزرگان منطقهٔ کوهستان در شمال کابل بود و در کودکی پدرش را از دست داد. پیش از کوتای ۷ ثور وی صاحب مناصب دولتی متعدد در دولت وقت افغانستان بود و پس از آن، ترک وطن نمود و باقی عمر را اکثراً در پاکستان به سر برد. وی در مجموع ۶۲ اثر منظوم و منثور در عرصههای مختلف هنر، ادب، سیاست، فلسفه و عرفان دارد که بیشترشان در داخل و خارج از افغانستان به چاپ رسیده است.
آثار خلیلالله خلیلی
شعرهای خلیلالله خلیلی
- رباعی شمارهٔ ۸ — ای غره به اینکه دهر فرمانبر توست
- رباعی شمارهٔ ۷ — با خلق نکو بِزی که زیور این است
- رباعی شمارهٔ ۱ — دل در همه حال تکیهگاه است مرا
- رباعی شمارهٔ ۲ — اگر دانی زبان اختران را
- رباعی شمارهٔ ۴ — سرمایهٔ عیش، صحبت یاران است
- رباعی شمارهٔ ۶ — کشتند بشر را که سیاست این است
- رباعی شمارهٔ ۳ — بر قلهٔ کهسار، درختی برپاست
- رباعی شمارهٔ ۵ — از مرگ نترسم که مددکار من است
- رباعی شمارهٔ ۱۳ — گر خاک در یار نَرُفتیم گذشت
- رباعی شمارهٔ ۱۵ — صبح است ز خرمی جهان میخندد
- رباعی شمارهٔ ۱۴ — آن نیمهٔ نان که بینوایی یابد
- رباعی شمارهٔ ۱۶ — هر ذرهٔ خاک من زبانی دارد
- رباعی شمارهٔ ۱۰ — ای مشت گل این غرور بیجای تو چیست؟
- رباعی شمارهٔ ۹ — تا بر لب من آه شررباری هست
- رباعی شمارهٔ ۱۱ — بیدولت عشق زندگانی نفسیست
- رباعی شمارهٔ ۱۲ — هر صبح که کردیم به غم شام گذشت
- رباعی شمارهٔ ۱۹ — شهرت طلبی چند به هم ساختهاند
- رباعی شمارهٔ ۱۸ — آن فر و شکوه کبریاییت چه شد؟
- رباعی شمارهٔ ۲۰ — یارب به کسانی که جگر سوختهاند
- رباعی شمارهٔ ۲۲ — عزیزان چون بدان ساحل رسیدند
- رباعی شمارهٔ ۲۱ — گر علت مرگ را دوا میکردند
- رباعی شمارهٔ ۲۳ — پیران که چنین مقام و حرمت دارند
- رباعی شمارهٔ ۱۷ — از ابر سیه لعل و گهر میریزد
- رباعی شمارهٔ ۲۴ — دانی که شبان چه فتنه آغاز کند