منوچهری دامغانی
زندگینامهٔ منوچهری
ابوالنجم احمد بن قوص بن احمد دامغانی شاعر نیمهٔ اول قرن پنجم هجری قمری است. وی پس از تحصیل علوم و فضایل به خدمت امیر منوچهر فلک المعالی پسر شمس المعالی امیرقابوس وشمگیر والی گرگان رسید و به همین جهت تخلص منوچهری را اختیار کرد. وی بر ادب عربی و اشعار شاعران عرب و بر احوال و آثار شاعران پارسی احاطه داشت و نیز بر علوم دینی واقف بود و در دربار سلطان محمود غزنوی منزلتی والا داشت. وی ظاهراً مبتکر مسمط است. دیوان او مکرر به طبع رسیده و قریب به سه هزار بیت دارد. وفات او به سال ۴۳۲ هجری قمری اتفاق افتاده است و گویا در جوانی وفات یافته است.
آثار منوچهری
شعرهای منوچهری
- قطعه دوبیتی — هست ایام عید و فصل بهار
- شمارهٔ ۱ — بکرده راست با مزمار شهرود
- شمارهٔ ۳ — هر که را شاه جهان بردارد و بنوازدش
- شمارهٔ ۴ — آهو با شیر کی تواند کوشید
- شمارهٔ ۵ — زده به بزم تو رامشگران به دولت تو
- شمارهٔ ۲ — چون قلم بست او میان در هجو تو لیکن دهانش
- شمارهٔ ۷ — گر ندانی ز زاغور بلبل
- شمارهٔ ۶ — درع بش، آتش جبین، گنبد سرین و آتش کتف
- شمارهٔ ۹ — چو رستم گشت در کوشش، چو حاتم گشت در بخشش
- شمارهٔ ۱۰ — مهرهٔ ناچخ بکوبد مهرههای گردنان
- شمارهٔ ۱۱ — نوآیین مطربان داریم و بربطهای گوینده
- شمارهٔ ۱۲ — عجب دلتنگ و غمخوارم، ز حد بگذشت تیمارم
- شمارهٔ ۸ — آرغده بر ثنای تو جان منست از آنک
- شمارهٔ ۱۳ — ز کین تو غمناک گردد عدو