محتشم کاشانی
زندگینامهٔ محتشم کاشانی
کمالالدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمالالدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیهای است که در شرح واقعهٔ کربلا سروده است. مرثیهٔ دیگری نیز در مرگ برادر جوان خود سروده که بسیار سوزناک است. مجموعهای از غزلیات عاشقانه با نام «جلالیه» نیز از وی باقی مانده است. وی در ربیع الاول سال ۹۹۶ هجری قمری (به روایتی ۱۰۰۰ هجری قمری) درکاشان درگذشت.
آثار محتشم کاشانی
شعرهای محتشم کاشانی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۰ - ایضا فی مدیح ولیخان سلطان ترکمان — باد در عیش مدام از بهجت عید صیام
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۱ - وله ایضا من درر منظوماته فی مدح دستورالاعظم میرزامحمد — روزه رفت و آمد از نزدیک مخدوم الانام
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - فی مدح صدرالاجل امیر شمسالدین محمد کرمانی گفته — ایا صبا برسان تحفهٔ درود و سلام
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۷ - در منقبت حضرت امیرالمؤمنین علیابن ابیطالب — خوش آن زبان که شود چون زبان لوح و قلم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳ - ایضا فی مدیحه — ای جهان را به دولت تو نظام
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۹ - در منقبت حضرت امیرالمؤمنین علیابن ابیطالب — ای نثار شام گیسویت خراج مصر و شام
- قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸ - تجدید مطلع — من و دو اسبه دوانیدن کمیت قلم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ - در شکایت اهل روزگار و حسب حال خود گفته — ز تاب مشگل اگر نگسلد رگ جانم
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - ایضا من بدایع افکاره فی مدح اعتمادالدوله میرزا لطف الله — دمید صبحی و از پرتو دمیدن آن
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۲ - فی مدح امیر اعظم یوسف بیک بن محمدخان ترکمان — کاشان که مصر روی زمین است در جهان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۸ - در مدح مرتضی نظام شاه پادشاه دکن — ای دهر پیر عیش ز سر گیر کاسمان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۰ - در مدح والی گیلان جمشید زمان گفته — باز شد چشم جهان ای بخت خواب آلودهان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۹ - در مدح سلطان حسن فرماید — آیت اقبال شد رایت سلطان حسن
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۶ - در مدح شاهزاده شهید سلطان حمزه میرزا — رایت فتح جدید گفت شه کامران
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۵ - در مدح شاه طهماسب صفوی — صد شکر کز شفای شهنشاه کامران
- قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷ - ایضا در مدح شاهزاده حمزه میرزا — بود به چنگ درنگ جیب مهم جهان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۹ - در مدح شاه اسمعیل بن شاه طهماسب صفوی — مژدهای اهل زمین که اقبال بر هفت آسمان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۵ - فی مدح دستورالاعظم ابوالمید میرزا جابری طاب ثراه — باد مسعود و همایون خلعت شاه جهان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۳ - در مدح سلطانالاعظم الاعدل ابوالمظفر شاه عباس الموسوی الصفوی گفته — شد عراق آباد روزی کز خراسان شد روان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - وله ایضا فی مدح اخوته محمد ممن سلطان ترکمان — به عنوان عیادت ساخت مقدار مرا افزون
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۶ - فی مدح سلطان محمد صفوی — رسید باز به گوش زمان نوید امان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۷ - فی مدح سلطانالعادل حمزه میرزا — شکر خدا که پایهٔ دولت ز آسمان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۴ - فی مدح ولده ولیجان سلطان ترکمان گفته — چو دی نسیم سحر خورد بر مشام جهان
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۸ - وله ایضا — به که درین گفته معجز بیان