سوزنی سمرقندی
زاده ۴۸۷ – درگذشته ۵۶۹ هجری قمری، نخشب
زندگینامهٔ سوزنی سمرقندی
شمسالدین تاجالشعرا محمد بن علی سمرقندی، معروف به سوزنی سمرقندی (درگذشتهٔ ۵۶۲ قمری به نقل از رضا قلی خان هدیت یا ۵۶۹ قمری به نقل از دولتشاه سمرقندی) شاعر هجاگو و هزال ایرانی قرن ششم هجری است. وی در اشعارش نام خود را محمد، عمر و بوبکر و نام پدرش را مسعود ذکر کرده، از این جهت درستی نام اطلاق شده بر وی یعنی محمد بن علی محل سؤال است. مولد او را عوفی نسف (نخشب)، واقع در نزدیکی سمرقند میدانند. وی در شعرهایش خود را به سلمان فارسی منتسب میداند. وی در ابتدای جوانی برای کسب دانش به بخارا رفت و به قول عوفی بهسبب تعلق خاطر به شاگرد سوزنگری به آموختن آن صنعت مشغول شد. سوزنی سمرقندی معاصر ارسلان خان محمد از آل افراسیاب و سنجر اتسز بن محمد خوارزمشاه بوده است. وی با عمعق بخاری، سنایی غزنوی، انوری ابیوردی، محمد معزی، ادیب صابر و رشیدی سمرقندی معاصر بوده و برخی از آنان را هجو کرده و به تیغ زبان خود آزرده است. سوزنی شاعری هجا و بدزبان بوده و در هجو معانی خاص ابداع کرده است. قصاید و قطعات وی سهل، صریح و فصیح است. میگویند که وی در اواخر عمر دست از هجو و هزل کشیده و استغفار کرده است.
آثار سوزنی سمرقندی
شعرهای سوزنی سمرقندی
- شمارهٔ ۲۵ - در هجو جوانی و مدح احمد سمسار — ای آخته بالای پری چهره عیار
- شمارهٔ ۲۸ - در هجو دلداری — ای ز جان عزیز بنده اعز
- شمارهٔ ۲۹ - در هجو داماد ناصر بزاز — برگوی بداماد خود ای ناصر بزاز
- شمارهٔ ۲۷ - در هجو خواجگی ادیب — کیست آن ستوده برده برون از فسار سر
- شمارهٔ ۲۶ - مطایبه — قصه ملک سلیمان دی بخواندم در سیر
- شمارهٔ ۳۱ - در وصف حال خود گوید — منم آن گشته غایب از تن خویش
- شمارهٔ ۳۲ - در هجاء احمد شباک — بجان پاک تو ای خواجه احمد شباک
- شمارهٔ ۳۰ - در هجاء خمخانه گوید — خر سر خمخانه ای بریش ترا تیز
- شمارهٔ ۳۳ - در هجاء خمخانه گوید — ز بار هجو من خر خمخانه گشت لنگ
- شمارهٔ ۳۶ - در هجو خمخانه — خر خمخانه را آزار کردم
- شمارهٔ ۳۸ - دلم چه خواهد — شاعرکی تاز باز یافه درآیم
- شمارهٔ ۳۷ - در هجو خمخانه و مدح قلج تمغاج خان مسعود — خر خمخانه را ناسور پیدا گشت و بیطارم
- شمارهٔ ۳۴ - در هجاء نظامی — نظامی ارچه نمرد است مرده انگارم
- شمارهٔ ۳۹ — حسین غاتفری رخت برد سوی جحیم
- شمارهٔ ۳۵ - در هجو خمخانه — . . . ری به . . . ن خر سر خمخانه در برم
- شمارهٔ ۴۰ - در وصف دلدار — ای پشت دل خسرو ای کام دل شیرین
- شمارهٔ ۴۴ - در هجاء خمخانه — خری سبوی سرو روده گوش و خم پهلو
- شمارهٔ ۴۶ - در هجو شاعری — بس ریش گاوی ای خر زنار منطقه
- شمارهٔ ۴۵ - لکلک بچه — تا برون زد ناگهان از . . . یه سر لکلک بچه
- شمارهٔ ۴۳ - در هجو دوستی — گر ز تنی که چگندر نمای شد سر او
- شمارهٔ ۴۱ - در هجو عمید کاسنی — عمید کاسنی آن کاسه سرش پنگان
- شمارهٔ ۴۸ - در هجو قوامی — قوامی بگو از دل سهل و ساده
- شمارهٔ ۴۷ - در هجو مؤید — مؤید ای فلکت دایهوار پرورده
- شمارهٔ ۴۲ - در هجو شاعری — لنگ لنگاک من ای بلمه پیوسته برو