ادیب الممالک فراهانی
زاده ۱۲۷۷ – درگذشته ۱۳۳۶ هجری قمری، گازران
زندگینامهٔ ادیب الممالک
محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیبالممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامهنگار دورهٔ مشروطه است.
آثار ادیب الممالک
شعرهای ادیب الممالک
- شمارهٔ ۳ — قدم گذار به دیوان عالی و بشناس
- شمارهٔ ۴ - تضمین غزل زمان آقای سفیرالعارفین در مدح جلال الدین محمد مجدالاشراف — چو دلها را بتان کاشانه کردند
- شمارهٔ ۵ - ترجمه اشعار ایل بیگی مرحوم جانشین تیمور — آرم از قول بزرگان مه برون از زیر ابر
- شمارهٔ ۲ — سال نهمین است که این ملت بیدار
- شمارهٔ ۱ — برخیز شتربانا بربند کجاوه
- شمارهٔ ۲ — نگفتم از پس سختی بیاید روز آسانی
- شمارهٔ ۱ — غدیر خم رسید ای ساقی گلچهره می باید
- شمارهٔ ۳ - در نکوهش مشروطه خواهان دروغی و زمامداران پس از بمباردمان رواق مطهر امام هشتم — این چه مشروطه منحوسی بود
- شمارهٔ ۴ - در اندرز احزاب سیاسی باتحاد و ترک اختلاف — دست شوی ای طبیب ازین بیمار
- شمارهٔ ۳ — ای نگین جم و تاج کی و اورنگ قباد
- شمارهٔ ۶ - خطاب به آقای میرزا هادی حایری و گله از ابناء زمان — ای در طریقت عشق بر خلق گشته هادی
- شمارهٔ ۲ - حشرات الارض بهارستان — هنگام بهار آمد هان ای حشرات الارض
- شمارهٔ ۴ — دوش در خواب یکی درگه عالی دیدم
- شمارهٔ ۱ - چهارده بند ادیب الممالک در مراثی اهل البیت صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین — باد خزان وزید ببستان مصطفی
- شمارهٔ ۵ - حسبحال آذربایجان و خراسان هنگام تعدیات و بمباردمان سپاهیان روس تزاری — سحرگاهان که مهر عالم آرا
- شمارهٔ ۹ - در اصفهان به اشارت قهرمان میرزای صارم الدوله که منبعد به سردار اعظم ملقب شده در هجو شیخ معروف به خن و خون گوید — گر به امر خدایگان جلال
- شمارهٔ ۸ — ای بتاراج عقل و دین چالاک
- شمارهٔ ۷ — ایکه گیتی همه جسم است و تواش چون روحی
- شمارهٔ ۱ - خطاب به آقای میرزا احمدخان مدعی العموم — چامه من پیش گفتارت بدان ماند که کس
- شمارهٔ ۵ — دولت جاوید خواهم از در یزدان
- شمارهٔ ۳ — خدایگانا من بنده آنکسم که بصدق
- شمارهٔ ۲ - در نکوهش خطیبان بی زبان آغاز مشروطیت فرماید:«بوالعنبس » — بود «بوالعنبس » خطیب فحل و شیخ نامور
- شمارهٔ ۴ — اف بر این دیوان سرا، لعنت بر این دیوان که برد
- شمارهٔ ۸ - نقل از روزنامه ادب سال سوم شمارهٔ سوم صفحه بیست و چهارم — ملک تجرید است بنگاهم که از روز ازل